پارمیدا نوشت
جمعه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۴، 23:53
هعی....آدمها!
گویا من حتی نفرت انگیز ترینتان را هم دوست دارم...:)فکر میکنم نفرت فقط یک کلمه است....مگر میشود آدمی از آدمی مطلقا سیر شود؟
من حتی برای آنها ک دلم را بد سوزاندند هم دلم تنگ میشوم...
مگر میشود برای کسی به راحتی آرزوی مرگ کرد!؟ اصلا مگر میشود نبودن کسی را خواست..؟ چقدر خودخواهی و در عین حال بی عرضگی و ناتوانی نیاز است ک کسی را در خلوت خویش نفرین کنی؟و چقدر خوش خیالی و شاید با چاشنی حماقت میخواهد همیشه خیر کسی را خواستن....
من اما از جنس هیچکدام نیستم...من خودخواه و در عین حال خوش خیالم ....یک احمق در عین حال باهوش...یک آدم ساده ولی پیچیده...من شکل ندارم ...مرزم! همیشه میان دو بُعد
نه میشود و نه میتوانم...
person
Parminola
chat
•••