پارمیدا نوشت






اون فیلمی ک قرار بود جمعه ببینمو دیدم:))))))))))))))
از اولین دیالوگاش این بود:
Hey lisa...
+ اسمش لیسا نیست!
_ میدونم میدونم...آخرش میاد پیشم میگه ...اسمش لیسا نیست..و منم یه عذرخواهی بزرگ ازش میکنم و میگم فک میکردم ط اون لیسایی که ازم عصبانی بود و بهم زنگ نمیزد.....و از اون موقع ب بعد جنیفر یا هرچی که اسمش باشه فک میکنه ک من با دختری که شبیه خودش بوده بودم و باهاش ب هم زدیم...و اون نیاز ناخودآگاه پیدا میکنه ک تایید منو بدست بیاره...
و از اون موقع ب بعد مثل آب خوردن میشه....
.
آخرین دیالوگش هم این بود ک ...
ممکنه توی دنیا برای ما دختر و پسری باشن ک بی نقصترینن و خوش هیکل ترین و همه جوره خوبن...
اما من بهت نیاز دارم..من مارو میخوام ...ما کنار هم:))))
آره آقای جیمی رندال...زندگی اینطور میچرخه ک هرقدر هم همه رو مثل هم ببینی و یا در برابر خاص بودن تفادت آدما مقاومت کنی یهو یکی میاد تو زندگیت و تا چشاتو باز میکنی میبینی دل و دین و جانت براش میره...چشاتو وا میکنی میبینی با همه فرق داره ...میبینی چقدر دوسش داری...میبینی خیلیا برات شعر گفتن خیلیا برات نوشتن ولی اون نامه ای ک برای تولدت با خلوص نیت نوشته میشه قشنگترین هدیه تولدت...خیلیا برات کلیپ میفرستادن..خیلیابرات روزشونوتعریف میکنن اما اینیکی رو برای اولین بار حسش میکنی .دیدم ک میگم:))))