پارمیدا نوشت
پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۴، 22:21
هعب...
ای اختر بخت و همای سعادت...هنوز هم در عجبم...با چ معیار و سنجه ای بر شانه یکنفر مینشینی...؟
ای بدبختی و فلاکت...ای مشقت و ذلت..با چه تصوری بر در خانه یکنفر میکوبی؟
چرا ای زندگی..ک من ط را بر ستیغ سبز کوه به رنگ سپید برف و در سفره فقیری ب عطر و طعم نان گرم میدانستمت...آنقدر از کالبد ساده و زیبای خودت در گریزی؟.
person
Parminola
chat
•••